به نام خدا
تو خونه نشسته بودم واز بی کاری مگسا رو می شموردم
کم کم داشتم به این نتیجه می رسیدم که من رو
چه به طنز نوشتن
اخه ابت نبود نونت نبود وبلاگ نوشتنت چی بود که یهو
یه صدایی گفت
- انیش جون 
ایییییین چی بوووود ححححححتما خیالاتی شدم اره
خیالاتی شدم (یهو فکر نکنی من ترسیدم )
- انیشتن
تو توووو کی هستییی
من وجدان بیدم 
مگه من وجدان هم دارم
معلومه که نداری
- پس تو کی هستی
- من وجدان وبلا گتم اخه بی وجدان پاشو برو اون
وبلاگ بیچاره رو اپ کن
.
.
.
.
.
این طوری شد که من اومدم
اومدم ولی با بد بیاریام بزارین چنتا از بد بیاریامو واستون بگم شاید شما هم بشینین به حال من گریه کنین
1- رفتیم که بریم خوابگاه ،هنوز باز نشده بود یک شبو باید زیر اسمون می خوابیدیم
2- امتحان معارف رو فکر کنم با 3 یا 4 بیوفتم 
3- امتحان تاریخ رو مجبور شدم حذف کنم 
4- امتحان فیزیک رو که اصلا نگو تقلب که یادم رفت
ببرم سر امتحان روش دیگه ای هم از تقلب بلد نبودم 
(من ادم درست کاریم از رو کسی نمی نویسم
)
گوشی موبایل رو هم خاموش نکردم گفتم اینکه سالی یه
بار هم زنگ نمی خوره پس ویبره کردم ولی چشمتون روز بد نبینه از اول امتحان یک سره زنگ خورد دیگه خودمم از
ترس مراقبا ویبره شده بودم اصلا نفهمیدم چی نوشتم 
راستی من واسه خوندن طبق برنامه ریزی عمل کرده بودم ولی نمی دونم کجاشو اشتباه انجام داده بودم( به درستی برنامه شکی نیست) شما دقیق انجام بدین خدای نکرده دست کاریش نکنین که مثل من میشه
راستی دانشگا همون یه ابتکار دیگه هم به خرج داده بود ............................
..................
...................
...................................................
.......................
............................................................... یه خورده
صبر کنین الان می گم اخه اثرات این یکی هنوز پا بر جا ست ...................... روی برگه پاسخ نامه ع ع ع ع عکسامونو چاپ کرده بودن با اینکه بچه ها سفارش کرده
بودن که به گوشه راست پاسخنامه نگاه نکنی ولی مگه
این فضولی ما ول کن بود نگاه کردن به عکس همانا و ......
5- هر کی میدونه با ویروس بلاستر باید چی کار کرد به منم بگه 
.
.
حالا خودتون قضاوت کنین با این همه بد بیاری بازم من
باید زنده باشم واین وجدان هم توقع نوشتن از من داشته باشه